user warning: Table './dahidb/url_alias' is marked as crashed and last (automatic?) repair failed query: SELECT dst FROM url_alias WHERE dst = 'node/20690' AND language = '' in /home/dahi/dahi.ir/sites/all/modules/globalredirect/globalredirect.module on line 191.

برای دیدن یک «شوخی» به تماشاخانه باران بروید نه یک «نمایش»/ اعتماد مخاطب را پاسخ‌گو باشید

برای دیدن یک «شوخی» به تماشاخانه باران بروید نه یک «نمایش»/ اعتماد مخاطب را پاسخ‌گو باشید
داهی: 
اجرای نمایش «پاره‌های ساده» در تماشاخانه باران به دلیل نداشتن ابتدایی‌ترین شاخصه‌های کیفیت در این عرصه بیشتر شبیه به یک شوخی است. این شوخی را نباید جدی گرفت!

به گزارش سرویس فرهنگی داهی به نقل از خبرگزاری فارس، علی‌اکبر دهبان: نمایشی که گویا قرار است روزمرگی‌ها و کلافه‌گی‌های یک زن را  به نمایش بگذارد تماشاگرش را نیز به مرز کلافه گی می‌کشاند.  اصولا از همان ابتدا که مخاطب در سالن برای دیدن یک اثر نمایشی حاضر می‌شود با آغاز نمایش نیاز دارد ذره ذره و کم کم اعتمادش توسط اجزاء مختلف نمایش «بازیگر، طراحی صحنه، کارگردانی، نورپردازی و ...» جلب شود تا با فراغ بال و لذت برای دیدن نمایش روی صندلی‌های خود بنشیند.

نمایش «پاره های ساده» به کارگردانی علی هاشمی نه تنها در ابتدایِ نمایش بلکه تا پایان هم نتوانست اعتماد مخاطب را پاسخ‌گو باشد. نمایشی که از همان ابتدا نشان می‌دهد که یک اثر بی‌کیفیت با ویژگی‌های دم دستی و کلیشه‌های رایج آن هم در حد و اندازه‌های «اتود‌های هنرجویان تازه کار» است. 

این نمایش زندگی دختری به نام مهرناز را در تعطیلات نوروز مرور می‌کند. دختری که در ارتباط با مردها دچار مشکل شده و از طرفی دارای خواهری است که از خود کوچکتر بوده و مدتی ناپدید گشته و حالا از جایی به بعد در نمایش شاهد بازگشت آن هستیم که سرخورده از جامعه و اتفاقات ناخوشایندی است که برایش رخ داده است آنها یک برادر دارند که با زنی بزرگتر از خود ازدواج کرده و بعد از  گذشت چند سال متوجه می‌شود که در ابتدا تنها یک هیجان باعث چنین تصمیمی در وی شده بود. دوستان مهرناز نیز دخترانی هستند که تقریبا نتوانسته اند با مردها در زندگی خود ارتباط درستی برقرار کنند آنها هم سرخورده هستند. این نمایش مملو از افراد سرخورده و ناموفق در زندگی است که هیچ کدام شخصیت طبیعی و نرمالی را دارا نیستند. 

نخستین نکته‌ای که باعث می‌شود مخاطب این نمایش حس اعتماد به آنها را داشته باشد چهره‌های آشنا و شناخته شده نمایش «پاره های ساده» هستند، که البته آنقدر ضعف وجود دارد که آنها هم نتوانستند کمک زیادی به این اثر کنند. نمایشی که کیفیت اجرایی‌اش، آنهم در تماشاخانه‌ای چون باران بیشتر شبیه به یک شوخی است. شوخی بچه‌گانه که باورش برای نگارنده سخت است. 

یک کارگردانی بسیار ضعیف و با درک زیبایی شناسی پایین و نداشتن هیچ نکته خلاقانه‌ای نتوانسته احساس خالق بودن را برای مخاطب ایجاد نمی‌کند. یک دکور بسیار ضعیف نورپردازی‌های ناهماهنگ، بازی‌‌هایی اگزجره (پرفشار) که البته در مورد برخی بازیگران باید توضیح بیشتری داده شود در نمایش به چشم می خورد که تماما جز افسوس چیزی را در برندارد و این افسوس زمانی به چشم می‌اید که این نمایش در مکانی اجرا می‌‌شود که مدیرانش سودای کمپانی شدن را در سر دارند و تا به اینجا توانسته‌اند در بخش خصوصی طبق اصول درستی گام بردارند. آثاری از این دست اعتبار باران را خدشه دار می کند.

 خلاء درام در کلیت متن به نگارش در آمده که نمی‌توان آن را نمایشنامه نامید کاملا به چشم می‌خورد. نمایشی که به دلیل حضور برخی از بازیگران شناخته شده و توانمند که تعدادشان به سختی به دو فرد می‌رسد باعث شده تا نمایش«پاره های ساده» برای خود اعتباری کسب کند، اعتباری به قیمت تضغیف شدن کارنامه خود بازیگر، تماشاخانه باران و اعتماد مخاطب تئاتر.

اجرای نمایشی با این ویژگی‌ها و چنین کیفیتی آنهم در تماشاخانه باران چیزی شبیه شوخی است. شوخی که اعتبار باران را نم نم می‌شوید و کمرنگ می‌کند. به زعم نگارنده مدیریت تماشاخانه باران بهتر است این روزها کمی تیزهوش‌تر همچون روزهای ابتدایی که با اشتیاق و یک احساس خلاقانه کارشان را آغاز کردند مسیرشان را ادامه دهند و به هر قیمت هر نوع نمایشی را برای اجرا پذیرا نباشند اعتبار باران می‌تواند اعتبار درجه کیفی از تئاتر مورد نظر و خلاقه در عرصه هنرهای نمایشی باشد.

 

سیماتیرانداز را همواره به عنوان یک بازیگر توانمند در آثار نمایشی دیده‌ایم که تسلط و شناخت کاملی بر ابزار بازیگری دارد. نگارنده با پی‌گیری بازی های این بازیگر در طول این سال ها دریافته که وی شناخت کافی به ریتم در بازی دارد او در این نمایش اختلاف فاحشی با سایر بازیگران به لحاظ کیفیت داشت و آنها نیز نمی توانستند به عنوان یک پارتنر توانمند در مقابل او حاضر شوند. گرچه این نمایش در حد و اندازه تیرانداز نبود و حضورش در چنین کار ضعیفی کارنامه حرفه‌ای وی را مورد نقد قرار خواهد داد اما تلاش او را به عنوان یک فرد نجات دهنده برای ادامه این اثر در سطح استاندارد نمی‌توان نادیده گرفت.

کاوه خداشناس هم جزو بازیگرانی بود که قابل فهم بازی می‌کرد اما غیر از این دو سایر بازیگران را به دلیل رعایت نکردن اصول ابتدایی بازیگری مانند داشتن بیان و حتی میمیک (استفاده از چهره) مناسب و بهره گرفتن درست از ابزار نمی‌توان به نقد کشید، اما به هر حال باید بدانند اینجا صحنه نمایش است و با قرار گرفتن کنار چند بازیگر شناخته شده و داشتن چند تماشاگر و یک سالن برای اجرا نمی‌توان بازیگر شد. آنها چون هنرجویان ابتدایی درگیر قالب‌هایی هستند که باید آن را بشکنند تا خود را بیابند. کار بازیگر بعد از پیدا کردن خود تازه آغاز می‌شود و طی تمرینات پیوسته باید بر ابزارش تسلط پیدا کند و در نهایت وارد پروسه خلق و الهام شود. 

صدای راوی نیز که در ابتدا نمایش با آن آغاز می‌شود و در طول نمایش بارها آن را می‌شنویم یکی دیگر از نقاط ضعف  نمایش است صدای بی‌کیفیت که به دلیل اینکه لحن و گوشی و جنس آن با نمایش همخوانی ندارد که خودش در ابتدا اولین ضربه را بر اعتماد تماشاگر وارد می‌کند. 

مهدی میرمحمدی نویسنده این نمایش و سیما تیرانداز، الهام شکیب، کاوه خداشناس، الناز شاه‌وردی، علی دستانپور، هاله گرجی، فرزانه سکوتی، رضا سخایی و شکوفه هاشمیان بازیگران این اثر نمایشی هستند.

 

انتهای پیام/

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
جستجو
روزانه

نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی داهی بلامانع است.

Copyright 2014-2009 dahi.ir all right reservd

بازگشت