پاسخ به نظر

اشرافی گری میوه تلخ نفوذ فرهنگی در کشور(1)
داهی: 
بحث فیش ها و حقوق های نجومی بحثی نیست که بخواهد به این جناح یا آن جناح مرتبط باشد.

یادداشت دانشجویی:  آن هوایی که تنفس میکنیم ،آن حرفی است که ناخودآگاه انسان با خود حدیث نفس میکند و شاکله ذهنی را برای انجام امور پایه ریزی میکند،فرهنگ آن تفکری است که توده های مردم از قشرهای مختلف، زندگی و ارزش هایش را برآن بنا میکنند و براساس آن مبناها کانون خانواده ها را شکل میدهند، فرهنگ آن آموزش و پرورشی است که کودکان و نوجوانان ما با آن رشد می کنند و بالنده میشوند و در جایگاه آینده سازان،چشم انداز پیشرفت و تعالی ایران اسلامی را تضمین میکنند. نسلی که قرار است قله های افتخار در عرصه های مختلف را یکی پس از دیگری با تعهد خود در آبادانی کشور، تخصص در زمینه های گوناگون علمی ،پژوهشی و مهارتی و تقوا در تعهد و تخصص ضمانت کند تا آرامشی باشد برای سرمایه های زندگانی ما یعنی خانواده و فرزندانمان که تاریخ سازان آبادانی کشور خود باشند.

بی درنگ لزوم فرهنگ سازی در هر زمینه ای به صورت مردمی به شکلی که مردم ریشه ها و اساس آن باشند،  بر هر کسی هویداست و اهمیتش ناگفته پیداست، زیرا فرهنگ امر تحکمی که بخواهند به اجبار در جامعه جاری سازند نمی باشد و بالعکس اگر مردم و نسلهای مختلف در پس احساس مسئولیتی که دارند امری را تبدیل به فرهنگ کنند از آن پس آن فرهنگ است که جریان ها، اتفاقات، جهت گیری ها و حتی مسئولین امور را نیز در قیاس با این فرهنگ که خط کشی برای سنجشش میباشد پایدار میکند و یا لیاقت خدمتگزاری را از او میگیرند.
شواهد تاریخ انقلاب نیز موید این مدعا هست برای مثال؛ فرهنگی که از اواخر جنگ تحمیلی و با شروع دوران سازندگی کم کم و با روشهای مختلف از جمله مانورهای تجمل، استفاده از کالاهای لوکس،... یا ترجمه کتبی که سرچشمه گرفته از فرهنگ بیگانه(غرب) و روانه سازی آن در بازار ها، بازتاب در نشریات و ... بود به دنبال ارزش قرار گرفتن ضد ارزش انقلاب اسلامی چون اشرافیگری و تجمل گرایی، از راه تغییر ذائقه مردم بودند.
زمانی که مسئولین در جایگاه خدمتگزاری مسلمین برای خودش حقی قائل شد و وجود خودش را اولی به نفوس مسلمین دانست بی تردید ذائقه مردم نیز به پیروی از آن اقدام مسئولین جامعه که در حدیث نیز داریم "الناس علی دین.." تغییر پیدا میکند. یقینا دیگر ضد ارزش ، ارزش به چشم می آید و مساله فرعی ، اصل و اصل به فرعی بدل شده و فرعیات؛عاملی تعیین کننده برای تصمیم گیری های قاطبه جامعه در برهه های سرنوشت ساز کشور چون انتخابات ها می گردد.

برای مثال اگر جامعه به سمتی سوق پیدا کرد که گفتمان خدمت ،انقلابی گری ،ساده زیستی، زندگی بدون تکلف و تجمل گرایی،رفع فقر در جامعه کمرنگ و حتی به صورت ناباورانه ضد ارزش جلوه داده شد دیگر انتظار اینکه عموم مردم بیایند و گفتمانی را که به گفتمان خدمت و انقلاب نزدیکتر است انتخاب کنند انتظاری نابجاست. این دقیقا همان نقطه ی عطفی است که ارزش و قدر فرهنگ مشخص و سیاست را سایه ای از فرهنگ قرار میدهد.
اینکه امروز رهبری با صراحت در برابر این ضد ارزش یعنی اشرافیگری موضع انقلابی میگیرند و به اهمیت محور قرار دادن کار و ابتکار فرهنگی اشاره میکنند و نگاه کلی در جهت گیری فرهنگی را تاکید و میفرمایند پس از این است که تکلیف جریان ها ،حزب ها و نگاه های سیاسی مشخص میشود نشانه ای برای لایه ها و قشرهای مختلف جامعه من جمله دانشجویان است تا تنها به ظاهر و اثر یک روزه یا چندروزه اتفاقات توجه نکنند بلکه اثر کلی که در حرکت کشور میگذارد را در تحلیل ها مدنظرشان قرار دهند.

بحث فیش ها و حقوق های نجومی بحثی نیست که بخواهد به این جناح یا آن جناح مرتبط باشد. این موضوع پیش از آنکه بخواهد جریان ها و سلایق متفاوت سیاسی را که در راس قرار گرفته اند به خود درگیر کنند پایه ریزی نرم و نامحسوس ضد ارزشی است که با هیچ جور وصله و به هیچ طریق به گفتمان اصیل انقلاب اسلامی که شالوده ریزی شده بر اساس اسلام ناب محمدی(ص) متصل نشده و نمی شود.
امام خمینی(ره) اسلام را صراحتا به دوطبقه تقسیم میکردند؛ اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی و میفرمودند: آنهایی تا آخر با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. آنچه که امروز بعد گذشت سی و هشت سال از عمر با برکت جمهوری اسلامی در حال مشاهده هستیم نتیجه آن نفوذ نرم گفتمان منافق به طرق گوناگونی است که به صورت پنهانی در لایه های فکری نفوذ کرده و این چنین نمود پیدا کرده است.
انقلابی گری و اشرافیگری، دو بیکرانه ای از تضاد هستند. یکی ریشه در منش و سیره ائمه و مولای متقیان حضرت علی(ع) که شواهد تاریخی آن بر هیچ فردی که به دنبال فهم آن باشد غیر قابل دسترسی نیست و ریشه در مبانی اسلام ناب محمدی(ص) که خط خمینی کبیر(ره) به روشنی اصول آن را مشخص میسازد و دیگری ریشه در بی نهایت فسادی دارد که از بی عدالتی و اباحه گیری بی قید شرط و لح کردن محرومین،مظلومین و مستضعفین در زیر چرخ های توسعه( مراجعه شود به کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب شهید آوینی) تغذیه میکند.

نوشاخی که امروز سر از خاک برآورده بذری است که سالها پیش و در دوره ای که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری از آن با عنوان تهاجم فرهنگی،شبیه خون فرهنگی و... یاد کردند و لزوم ایجاد قرارگاه های فرهنگی و جبهه های مردمی فرهنگی را در مقابله با آن فرمان دادند اما متاسفانه آن بذر در خاک آن فرهنگ مهاجم پرورده شده است و امروز تلخی میوه ی تلخش بر مذاق ملت مستضعف و مسلمان است.

ادامه دارد.....
 

علی احمدی فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی شاهرود

انتشار یادداشت‌های دانشجویی به معنای تایید تمامی محتوای آن توسط «پایگاه خبری تحلیلی داهی» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است.

 

پاسخ

کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
جستجو
روزانه

نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی داهی بلامانع است.

Copyright 2014-2009 dahi.ir all right reservd